تبليغاتX
عشق علیه السلام




















عشق علیه السلام

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت سر خم می سلامت شکند اگر سبوئی

 

ساقی و ساغر است و می باده فاطمه

در عشق پای حیدرش استاده فاطمه

در پشت جلد دفتر شعرم نوشته ام

نابرده رنج گنج به من داده فاطمه

 

یا فاطمه (س) روز حشر ستاری کن

دلسوختگان را ز کرم یاری کن

با همه گفتیم که با زهرائیم

تو نیز بیا و آبروداری کن

 

آن فرقه که زهرای جوان را کشتند

ناموس خدای مهربان را کشتند

ای وای که با کشتن محسن پسرش

یک سوم سادات جهان را کشتند

 

مادر بیا که بی تو شامم سحر ندارد

جز گریه از فراقت کاری پدر ندارد

با خون سینه تو بنوشته روی دیوار

حاجت به در زدن نیست این خانه در ندارد

 

این روزها که یاس علی قد خمیده است

دل بیشتر برای ظهورت تپیده است

فضه توان یاری مجروح را نداشت

آقا گمان کنم که زمانش رسیده است

 

پرسد به حشر زهرا (س) آن دشمن دني كو ؟

در دوزخ افكنديش زنجير آهني كو ؟

پس رو كند به سادات كز نسل پاك اويند

پرسد به گريه هيهات سادات محسني كو ؟

 

ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم

مامور برای خدمت زهرائیم

روزی که تمام خلق حیران هستند

ما منتظر شفاعت زهرائیم

 

شکر میگویم خدا را خلقتم زهرایی است

شد گواهم اشک جاری طینتم زهرایی است

آن زمانی که زند تکیه به کعبه مهدی اش

فاش میگوید به عالم دولتم زهرایی است

 

"کبوترِ همیشه"

هر چند پر شکسته شدی و نمی پری
اما هنوز مثل همیشه کبوتری

شکر خدا که پاشدی و راه می روی
انگار فاطمه کمی امروز بهتری

حتی برای دلخوشیِ ما چه خوب شد
مشغول کارِ خانه شدی روز آخری

شانه زدی به موی پریشان دخترم
می خواستی نشان بدهی باز مادری

با این قنوت نامتعادل چه می کنی
داری دعا به خانه ی همسایه می بری!؟

هر چند خنده می کنی از دیدنم ولی
با طرز راه رفتن خود گریه آوری

بانو ! تو را قسم به دلم احتیاط کن
وقتی که دست جانب دستاس می بری

کم کم بساط زندگیم جمع می شود
آخر نگاه می کنیــیَم جور دیگری ....

 

نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/31ساعت 12:39 توسط مهدی| |

 

    السلام علیک یا عقیلة العرب یا زینب کبری سلام الله علیها   

    میلاد حضرت زینب (س) مبارک باد   

    " عشق علیه السلام "   

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است

امشب که از نسیم حضوری لبالب است

شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است

شور و شگفتی است و شبی عشق مشرب است

شامی که روشنائی روز است امشب است

 امشب شب ملیکه دادار زینب است  

این جلوه جلوه های شبی بیکرانه است

این جذبه جذبه حرمی بی نشانه است

این سجده سجده بر قدمی جاودانه است

این شعله شعله نگهی عاشقانه است

از هر لبی که می شنوی این ترانه است

 عالم محیط و نقطه پرگار زینب است  

سری رسید و معنی ام الکتاب شد

نوری دمید و قبله هر آفتاب شد

چشمی گشود و چشم شقایق بخواب شد

زیباترین دعای علی (ع) مستجاب شد

زهراست این که در دل گهواره قاب شد

 امشب تمام گرمی بازار زینب است 

بر عرش سبز دست نبی تا که جاگرفت

نورش زمین و کل زمان را فرا گرفت

حتی بهشت سرمه از آن خاک پا گرفت

از عطر دامنش همه جا روشنا گرفت

آئینه ای مقابل رویش خدا گرفت

تصویر جلوه های خداوار زینب است 

این کیست این که سجده کند عشق در برش

این کیست این که سینه درند در برابرش

این کیست این که از جلوات مطهرش

عالم نیود غیر غباری ز محضرش

فرموده است از برکاتش برادرش

آئینه دار حیدر کرار زینب است 

تا کوچه اش قبیله لیلا ادامه داشت

تا خانه اش گدایی عیسی ادامه داشت

در چشم او تلاطم دریا ادامه داشت

بر قامتش قیامت مولا ادامه داشت

زینب نبود حضرت زهرا(س) ادامه داشت

خاتون خانه دار دو دلدار زینب است 

سرچشمه های پرطپش کوهسار از اوست

دریا از اوست جذبه هر آبشار از اوست

تیغ کلام فاطمی اش آب دار از اوست

تفسیر آیه های غم و انتظار از اوست

آری تمام هیمنه ذوالفقار از اوست

از کربلا بپرس علمدار زینب است 

سوگند بر شکوه دل مرتضایی اش

بر جلوه های حیدری اش مجتبایی اش

سوگند بر تقدس کرب و بلایی اش

بر ریشه های چادر سبز خدایی اش

سوگند بر نماز شب کبریایی اش

 تا روز حشر کعبه ایثار زینب است 

آن شانه صبور صبوری ز ما ربود

آن قامت غیور قیامت بپا نمود

آن شیرزن حماسه عباس را سرود

با دست خویش بیرق کرببلا گشود

بر بالهای زخمی اش ای وای جا نبود

  غم را بگو بیا که خریدار زینب است 

پشتش شکست بس که بر او آسمان گریست

حتی به حال و روز دلش کاروان گریست

از خنده های حرمله و ساربان گریست

بر گیسوان شعله ور کودکان گریست

از ضربه های دم به دم خیزران گریست

 بر خیل اشک قافله سالار زینب است 

زینب اگر نبود اثر کربلا نبود

شیرازه ای برای کتاب خدا نبود

زینب اگر نبود علم حق بپا نبود

این خیمه ها و پرچم و رخت عزا نبود

یک یا حسین بر لب ما و شما نبود

 در کار عشق گرمی بازار زینب است 

با این که قد خمیده ام و داغ دیده ام

فتح الفتوح کرده ام هرجا رسیده ام

گر نیش کعب نی به وجودم خریده ام

گر طعم تازیانه چو مادر چشیده ام

چون کوه ایستاده ام ای سر بریده ام

 در اوج اقتدار جهاندار زینب است 

زینب کجا و خنده اشرار یا حسین

زینب کجا و کوچه و بازار یا حسین

زینب کجا و مجلس اغیار یا حسین

زینب کجا و این همه آزار یا حسین

زینب کجا و طشت و سر یار یا حسین

 در پنجه های بغض گرفتار زینب است 

 

این دو بیتی هم واسه خودمه ( جهت ریا ) :

نام زینب (س) نقش زیبای نگین خاتم است

ریزه خوار سفـره فضلش هــزاران حاتم است

پادشاهـان جهـان در محضـرش عبــد و غلام

حضرت زینب (س) ولیعهد خدا در عالم است

یا علی (ع) مدد

نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/09ساعت 14:55 توسط مهدی| |


Design By : Night Skin